پیک صبا

جستاری در «فعل مرکب » در کتاب های درسی دوره ی متوسطه

 بهجت فروزانفر- کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی  ناحیه یک آموزش و پرورش شهرستان همدان

 

چکیده

 یکی از مباحث مناقشه برانگیز در بخش دستور زبان کتاب های زبان فارسی در آموزش متوسطه بحث ساختمان فعل مرکب و معیار شناخت آن است. از ان جا که این مبحث از ابتدای تالیف کتاب های جدید تاکنون دست خوش تغییرات و حذف هایی گردیده است پیداست که این مقوله هنوز در ذهن دستور نویسان محترم کتب درسی نیز ابهاماتی دارد.

 در این مختصر ابتدا سعی شده است تا تعریفات مستندی از فعل مرکب ارائه شود، سپس با تاکید بر تعریف و نظرات مولفان محترم کتب درسی معیارهای شناخت آن بازبینی گردد و با ذکر مثال هایی مناسب و ارائه پیش نهاد های کارا، گامی در جهت روشنی طرح این مبحث در کلاس درسی برداشته شود.

 

کلید واژه

ساختکان فعل، فعل ساده، فعل پیشوندی، فعل مرکب، عبارت فعلی، گسست ناپذیری، نقش ناپذیری، گسترش ناپذیری .

با گذشت بیش از یک دهه از تالیف کتب درسی زبان فارسی دوره ی متوسطه ،هنوز هم هر سال تغییراتی ولو اندک در مباحث این کتاب داده می شود. به ویژه در بخش دستور زبان این کتاب ها، مقولاتی وجود دارد که تغییراتی کم یا زیاد به خود دیده اند.

 فعل مرکب، یکی از مهم ترین این مقوله هاست . به نظر می رسد این تغییرات ، طبیعی و مثل هر جریان عملی تازه، مستعد تغییر و تبدیل است اما به حق باید اذعان نمود که هر ساله معرفی فعل مرکب در کتاب درسی کوتاه تر و محدود تر و چه بسا سوال برانگیز تر شده است.

 بحث درباره ی فعل مرکب مقوله ای پر سابقه در بین دستور نویسان است.  دکتر خانلری در تاریخ زبان خود فعل مرکب را چنین تعریف کرده اند :

«اطلاق فعل مرکب به این گونه کلمات از این جهت است که از مجموع آن ها معنی واحدی دریافته می شود. هر گاه دو کلمه از این انواع ، دو معنی را به ذهن القا کنند، یعنی هر یک از اجزا ، معنی مستقل و اصلی خود را حفظ کرده باشد، اطلاق فعل مرکب به آن ها درست نیست». (1)

 دکتر وحیدیان کامیار در مقاله ای در انتقاد به این دیدگاه می نویسد:

 «معیار های معتبر زبان شناسی برای تشخیص یک واژه (اعم از مرکب یا ساده) عبارتند از:

1-    معیار نقشی در زمینه صرف در محور جانشینی

2-    معیار نحوی در محور هم نشینی

3-     معیار آوایی شامل مکث بالقوه و تکیه » (2)

ایشان معیار معنایی را فاقد ارزش زبان شناسی و توسل با آن را موجب گمراهی دانسته اند.

برای مثال  جنگ کردن یا آکاه کردن طبق سه ملاک مذکور قطعا فعل ساده اند:

1-    معیار نقشی در محور جانشینی : او با دشمنانش جنگ کرد .

                                     او با دشمنانش صلح کرد .

                                               او با دشمنانش مذاکره کرد.

2-    معیار نحوی در محور هم نشینی: جزء اول فعل قابل گسترش است یعنی می تواند وابسته بگیرد: 

بار دیگر همان جنگ را کرد.

3-     معیار آوایی : بین « جنگ» و « کرد» مکث بالقوه ای وجود دارد که بیانگر مرز بین این دو است . یعنی دو واژه هستند. (3)

درباره ی فعل مرکب اختلاف نظر هایی بین دستور نویسان و زبان شناسان از دو سده پیش تاکنون وجود داشته است می توان گفت دو نظریه وجود دارد . گروه نخست که فعل های ساده ی فارسی را اندک می دانند و معتقدند که زبان برای رفع مشکل کمبود فعل فارسی و شاید تحت تاثیر زبان عربی به ساخت فعل های مرکب گرایش دارد. دستور نویسانی چون خانلری و باطنی جزء این گروهند .

گروه دوم نیز اکثر فعل های فارسی را ساده می دانند و تعداد فعل های مرکب را بسیار اندک

 می شمارند فرشیدورد و وحیدیان کامیار از این گروهند.

 از آن جا که دستور در کتب درسی دوره های متوسطه تابع نظرات دکتر وحیدیان کامیار است، فعل مرکب در این کتب فهرست بسیار محدودی راشامل می شود.

 اما با وجود اختلاف نظر در این مورد ، تقریبا تمامی کتب دستوری در مورد ساختمان فعل فارسی سه نوع فعل ساده ، پیشوندی و مرکب را ذکر می کنند. بعضی هم عبارت فعلی را مطرح می نمایند که در مباحث کتب مورد نظر ما فعل را به دو نوع ساده و مرکب و نوع مرکب آن را با ذکر گروه های پیشوندی و مرکب مطرح می نمایند که عبارت فعلی را نیز در بخش فعل مرکب جا می دهد. طبق این دیدگاه فعل در صورتی مرکب است که «همکرد ( فعل عمومی )آن با کلمات یا کلمات پیش از خود را رابطه ی نحوی نداشته باشد یعنی کلمه همراه فعل ، مفعول، مسند،.... نباشد. » (4)

آن کلمه یا کلمات پیش از همکرد را در سه نوع زیر تقسیم بندی کرده اند:

1-    یک یا چند اسم: نگاه داشتن ، سر کردن، سر و دست شکستن.

2-    حرف اضافه + اسم: به راه افتادن ، در نظر گرفتن، به خاک و خون کشیدن .

3-     قید یا صفت: کنار آمدن، دیر کردن، گرم گرفتن. (5)

آن گونه که از کتب درسی مستفاد می گردد، سه معیار دکتر وحیدیان کامیار را که پیش از این از آن سخن رفت می توان به صورت زیر جمع بندی و ساده کرد:

 برای پذیرش یک یا چند تکواژ آزاد به عنوان اجزای گروه فعلی یا به عبارت دیگر برای مرکب شمردن یک فعل باید شروط زیر برقرار باشد: (6)

1-    گسترش ناپذیری : جزء غیرفعلی فعل مرکب دیگر پذیرای وابسته های اسم، صفت یا قید نیست.

2-    نقش ناپذیری : نمی توان برای جزء غیر فعلی نقش نحوی ( نهاد ، مفعول، ...) در نظر گرفت .

3-     گسست ناپذیری : امکان جابه جایی جزء غیر فعلی در جمله وجود ندارد.

اکنون سه شرط فوق را در چند مثال بررسی می کنیم.

 به دو جمله زیر توجه فرمایید:

 الف) برای پیشبرد اهدافش با دشمنان کنار آمد . ب) او پس از تماشای منظره ی حیاط کنار آمد.

1-    گسترش پذیری :

در جمله ی الف « کنار» وابسته نمی پذیرد یعنی نمی توان گفت:

او برای پیشبرد اهدافش با دشمن کنار تر آمد یا کنار صحنه آمد. یا کنار... آمد .

   کنار آمد فعل مرکب است.

در جمله ی(ب) « کنار » وابسته می پذیرد یعنی می توان گفت:

پس از تماشای منظره حیاط کناری آمد کنار پنجره آمد یا کنار ... آمد.

 آمد فعل ساده است.

2-    نقش ناپذیری:

در جمله ی ( الف) کنار نقش دستوری نمی پذیرد یعنی می توان به راحتی دید که کنار نهاد نیست، مفعول یا متمم یا مسند یا قید هم نیست.

( کنار آمد) فعل مرکب است.  

در جمله (ب) کنار نقش دستوری (قید ) دارد         آمد فعل ساده است.

3-    گسست ناپذیری:

در جمله (الف) نمی توان «کنار» را از « آمد» جدا کرد و جای آن را در جمله تغییر داد و نمی توان گفت:

کنار برای پیشبرد اهدافش با دشمن آمد یا برای پیشبرد اهدافش کنار با دشمن آمد.

(کنار آمد ) فعل مرکب است.

 اما در جمله ی (ب) می توان گفت او کنار پنجره پس از تماشای منظره حیاط آمد.

( آمد) فعل ساده است.

باید توجه داشت که ممکن است فعلی مرکب باشد اما هر سه معیار برای اثبات مرکب بودن آن قابل استفاده نباشد به بیان دیگر گسترش ناپذیری یا نقش ناپذیری جزء غیر فعلی کافی است که از مرکب نبودن فعل مطمئن می شویم.

برای مثال اختصاص دادن فعل مرکب است زیرا اختصاص نقش نمی پذیرد و قابل گسترش هم نیست. اگر چه می توان گفت اختصاص به بودجه داده اند.

در مورد همکرد (کردن) در فعل های مرکب مرز بسیار باریکی در تشخیص ساده یا مرکب بودن وجود دارد که می توان آن را به صورت زیر قاعده مند نمود:

 ( کردن ) به سه صورت در جمله ی فارسی به کار می رود:

1-    همکرد فعل مرکب مثل غش کردن، ذکر کردن

2-    (کردن) در معنای و معادل انجام دادن که فعل ساده است : حرکت کردن، سرفه کردن

                                                                              مفعول          مفعول

3-    کردن معادل نمودن و گردانیدن و ساختن : آگاه کردن، امیدوار کردن

                                                      مسند        مسند

شکل سه جزئی جملاتی با چنین فعل هایی می تواند راهنمای ما در تشخیص ساختمان فعل باشد.

من او را از خطرات کار آگاه کردم.        چهار جزئئ گذرا به مفعول و مسند

او آگاه است ( یا شد یا بود).        سه جزئئ گذرا به مسند

نکته قابل توجه دیگر این است که ممکن است گاهی در جمله ای محاوره ای بتوان بین دو جزء فعل مرکب فاصله انداخت اما مهم این است جمله در زبان فارسی معیار یک جمله ی مورد استفاده و معمول و صحیح باشد زیرا در زبان گفتاری و محاوره ممکن است جابه جایی هایی رخ دهد که به زبان رسمی منتقل نشود.

مثلا در گفتار ممکن است بگوییم:

معلمان مطلب را ادامه برای ما دادند

 ولی قطعا در مراقبت از گفتار خود می گوییم: معلمان مطلب را برای ما ادامه دادند .

 در مورد عبارت های فعلی نکته ای قابل ذکر وجود دارد . علی رغم نظر محترم دکتر وحیدیان معیار معنایی در این گروه  از فعل ها که جزء گروه فعل های مرکب محسوب می شوند نقش اساسی دارند . در زمینه فعل های کنایی هم این معیار مهم است. به نمونه های زیر توجه فرمایید:

او روی خواسته هایش پا گذاشت.

 به جزء سه معیار مذکور ی که زبان شناسان از آن سخن می گویند می توان گفت که (گذاشتن) در معنی اصلی خود به کار نرفته است و رابطه ی معنایی مستقیم با ( پا) ندارد در نتیجه با فعل مرکب روبه رو هستیم.

 هم چنین است ترکیباتی نظیر از پا در آمدن ، در میان نهادن و بر باد دادن.

پیش نهاد ها:

1-    از آن جا که این مبحث هنوز هم چالش برانگیز است پیش نهاد می شود همکاران محترم در کلاس بحث را در همان محدوده ی کتاب ارائه نمایند و جز در موارد ضروری به حواشی نپردازند.

2-    به عنوان یک همکار که تجربه ی تدریس چند ساله در این زمینه دارد یک روش در ارائه ی مطلب در کلاس پیش نهاد می شود.  بهتر است برای تدریس این درس از روش مقایسه ی مثال ها بهره بگیریم به این مثال توجه فرمایید:

الف) گچ روی زمین افتاد.

از مخاطبان می خواهیم فعل را مشخص کنند ، مصدر آن را بگویند و بن فعل را تعیین کنند.

ب‌)   با قیام مردم اساس ستم برافتاد.

سپس از مخاطبان می خواهیم که به پرسش های بالا پاسخ دهند.

قطعا با این مقایسه فعل و مصدر و بن را خواهند شناخت وبه تفاوت آن را با مورد اول توجه خواهند کرد .

ج‌)     رادیو از کار افتاد.

سپس برای بار سوم سوالات را تکرار می کنیم و پس از پاسخ مخاطبان ، خود ، نتایج مقایسه را مکتوب و بر روی تابلو یادآور می شویم.

 بدین ترتیب ساختمان ساده ، پیشوندی و مرکب را معرفی می نماییم.

همکاران می توانند از مثال های مشابه که جزء فعلی در آن ها ثابت باشد بهره بگیرند.  

3-    لازم است فعل را فقط در جمله به عنوان مثال یا تمرین ارائه کنیم تا قدرت تشخیص مخاطب را هدایت کنیم.

هرگز فعل را مفرد و خارج از جمله مطرح نکنیم.

4-    می توانیم فهرستی از فعل های مرکب تهیه کنیم و در مثال تمرینات کلاس با اطمینان از آن استفاده کنیم افعالی نظیر:

عرضه کردن، فراموش کردن، حاصل کردن، فراهم کردن.

قرار داشتن، نگاه داشتن ، وجود داشتن، ارزانی داشتن.

 پدید آمدن، سر آمدن، فراهم آمدن.

 دست یافتن ، انتقال یافتن، انجام یافتن، راه یافتن.

 انجام دادن، نجات دادن، ادامه دادن، هدر دادن.

 کنار گذاشتن، باقی گذاشتن.

بیان شدن، دریافت شدن، انجام شدن، حاصل شدن، شروع شدن. (7)

 

 ارجاعات:

1-    تاریخ زبان فارسی ص 268

2-    مقاله مرکب ص 32

3-    همان مقاله ص33

4-    دستور زبان فارسی 1، ص 60 . در همین صفحه همکرد یا فعل عمومی ، جزء فعلی مرکب تعریف

 می شود یعنی آن قسمت از فعل که در پایان آن شناسه می آید مثلا داد در روی داد.

5-    زبان فارسی 2، راهبرد ها... ص 130

6-     همان جا ص 132 به بعد

7-     دستور زبان فارسی 1، ص 61

منابع:

1-    عمرانی، غلامرضا و همکار، زبان فارسی راهبرد های یاد دهی  یادگیری، جلد2، چاپ اول، اندیشه سازان، تهران ، 1384

2-    ناتل خانلری، پرویز، دستور تاریخی زبان فارسی ، چاپ اول، توس، تهران ، 1372

3-     وحیدیان کامیار، تقی، فعل مرکب، رشدآموزش زبان و ادب فارسی، شماره 50، بهار 1378

4-     وحیدیان کامیار ، تقی و همکار، دستور زبان فارسی 1 ، چاپ اول، سمت، تهران، 1380

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 9:7  توسط شهبازی - نوریان  |